X
تبلیغات
جملات بی انتها

جملات بی انتها

بجز عاشق تو بودن برای چه ساخته شده ام، خداهم جوابی ندارد

 روزي ميرسدکه در خيال خود,جاي خالي ام را حس کني!

  در دلت بابغض بگويي  

               'کاش اينجا بود'

امامن ديگر  به خوابت هم نميايم...

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 10:39 توسط سعید|

 وقتــــــی "رفتــــــی" تا آخــــــر "بــــــرو" 

وقتــــــی "مانــــــدی" تا آخــــر "بمــــان" 

ایــــــن تــــــن.....خستــــــه ســــــت !  

از نیــــــمه رفــــــتن ها.............  

از نیــــــمه مانـــــدن ها....

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 10:35 توسط سعید|

برگرد و زمان را غافل گیر کن...

من با تک تک این ثانیه ها شرط بسته ام

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 13:7 توسط سعید|

 گفت : با مــادر یه جمله بساز !

گفتــم : من با مــادرم جمله نمیسـازم ! دنــیـــامو میسازم .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 23:2 توسط سعید|

در خیال من بمان ...

اما خودت برو ...

آن که در رویای من است مرا دوست دارد نه تو !!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 22:30 توسط سعید|

مرد ها و زن ها دست كم در يك مورد اتفاق نظر دارند ،

هيچكدام به زن ها اعتماد ندارند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 22:22 توسط سعید|

 ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﻗﻠﻢ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻧﻪ ﺣﺴﻢ ﺑﻪ ﺷﻌﺮ,

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﯼ"ﺍﻟﻬﺎﻡ"ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ"ﺍﯾﻬﺎﻡ" من

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 10:38 توسط سعید|

اینکه عاشقش باشیو ندونه یه دردی داره ، اینکه عاشقت باشه و تو نخوایشم یه دردی داره ، اگه بگه عاشقت و خیانت کنه اینم یه درد داره... ولی خدا نصیب هیچکدومتون نکنه که هر دو عاشق هم باشیدو بدون هم بمیرید ولی تقدیر نخواد کنار هم بمونید... اینکه بدونی الان که از دلتنگیش گریهات خشک شده اونم داره از دلتنگیت آتیش می گیره ولی نمی تونید بغل کنید هم دیگرو... ایشالا هیچوقت دردشو نکشید
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت 3:38 توسط سعید|

اگر روزی رسیدی که من نبودم

تمام وصیتم به تو این است

  " خوب بمان " 

از آن خوب هایی که من عاشقش بودم..!

نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 16:58 توسط سعید|

 ارزش *يك سال* را دانش آموزى كه مردود شده مى داند.

ارز ش *يك ماه* را مادرى كه فرزندى نارس به دنيا آورده مى داند.

ارزش *يك هفته* را سردبير يك هفته نامه مى داند.

ارزش *يك ساعت* را عاشقى كه انتظار معشوقش را مى كشد.

ارزش *يك دقيقه* را شخصى كه از قطار جا مانده.

ارزش *يك ثانيه* را آنكه از تصادفى مرگبار جان در برده مى داند...

.... به خاطر بياوريد ...

كه زمان به خاطر هيچ كس منتظر نمى ماند.

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 22:17 توسط سعید|

اگر مسیر زیباست، ابتدا یقین پیدا کن که به کجا می رود؛

اما اگر مقصد زیباست، به مسیر توجهی نکن، به راهت ادامه بده ...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 23:5 توسط سعید|

یه سری آدما هستند

هرچی که مراعاتشونو میکنی پررو تر میشن.
عمرا بفهمن داری کوتاه میای چون نمیخوای ناراحتشون کنی.
ولی یه جایی میرسه که دیگه کم میاری و میگی :
پاشو جمعش کن بابا فکر کردی کی هستی .

اصلا همینه که هست !

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت 22:54 توسط سعید|

درد دارد " امروز " حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که

تا " دیروز " تمام حرف هایت را فقــط به او می گفتی ... !!!

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 18:15 توسط سعید|

اشک هایم هم
شبیه تـــــــو شده اند
گریه که می کنم نمی آیند ...!!!

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 18:14 توسط سعید|

وقتی صبرت تمام می شود ،
نرو !
تازه معرفت اینجا آغاز شده است .

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 18:14 توسط سعید|

عکس هاى قشنگت دلیل بر زیبایى تو نیست
ساخته دست عکاس است...............
درونت را زیبا کن که مــدیون هیـچ عکاســى نباشـى

"خسرو شکیبایی"

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 18:13 توسط سعید|

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم

حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم …
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 18:9 توسط سعید|

در حیرتم از خودم

که چرا پاییز عاشقت شدم!

فصلی که

تمام زردی اش

از بی اعتمادی ِ برگ به شاخه است .

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 12:50 توسط سعید|

خدايا
دلم را كسانى ميشكنند كه هرگز راضى به شكستن دلشان نبودم
از آدمهايت نميگذرم از دل سنگشان
از جنبه نداشتنشان از همه خوبى هايى كه دلشان را زد
خدايا
از خودم هم نميگذرم حق من اين همه مهربان بودن و احساس داشتن نبود حق من اين همه تنهايى نبود
خدايا من به آدمهايت بد نبودم
اما بد كردن
آنها رو به تو واگذار میکنم.....!
نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1391ساعت 2:26 توسط سعید|

نذار کم بشم ، نخوا گم بشم ، یا حرفو حدیثای مردم بشم

با احساس موندن به من جون بده ، نجاتم از این حال ویرون بده

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:16 توسط سعید|

یه رابطه خوب پیدا شدنی نیست .......... ساختنیه

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:13 توسط سعید|

به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده
وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره . . . !

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:13 توسط سعید|

مرد اون نيست كه از نعره اش ديوار به لرزه بياد!!!

مرد اونه كه از صدای نفس كشيدنش قلـبت بلرزه ..!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:11 توسط سعید|

اشکِ زن ، دل را مـی سـوزانـــد ولــی‌ اشکِ مــــرد ، کـــوه را آب مــی کنــــد...!!
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:6 توسط سعید|

باران
سقوط آزاد را
تنها برای این به جان میخرد
که در زمین
پوشش دهد
اشک های
یک
مرد را

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:4 توسط سعید|

گاهی فقط یک تشابه اسم برای چند لحظه
باعث میشه دقیقا احساس کنی
که قلب داره از تو سینه ات کنده میشه !!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:4 توسط سعید|

فکرش را هم نميکردم
روزي سيگار بکشم
حالا… سالهاست که سيگار مرا ميکشد
چاي… مرا ميريزد
آينه… سراغ دندان هايم را ميگيرد
حال ريه ام را مي پرسد
من…
به ناچار با موهايم ور ميروم…!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:3 توسط سعید|

وقتي پاره تنت جواب تلفنتو نمي ده لزوما در حال خيانت نيست، شايد گوشي شو جا گذاشته يا نشنيده.

ايني که سوار تاکسي شده و مي گه من کرايه ندارم بدم لزوما گدا نيست، شايد کيفشو گم کرده.

وقتي پولت گم مي شه اوني که مياد خونه تونو تميز مي کنه لزوما
دزده نيست، شايد يه جا گذاشتي که يادت رفته.

...
ايني که داري زخم رو صورت و بازوشو قضاوت مي کني، لزوما لات نيست و شايد توي تصادف اين طوري شده.

ايني که داري زيرلب بد
و بيراه يا فريادشو قضاوت مي کني، لزوما بي فرهنگ نيست، شايد روز سختي داشته...

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:2 توسط سعید|

قسم

به جان چشمانت !!

اینبار آنچنان رفتنی ام ...

که ، کاسه های آب را هم قسم دهی

نه آن روزها باز میگردند و نه من...!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:1 توسط سعید|

خدایا اون دنیا اگه خواستی گناهای یواشکی مون رو نشون بدی,
گریه های یواشکی مون رو هم نشون بده...!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 2:0 توسط سعید|


آخرين مطالب
» خوابت
» تا آخــــر
» شرط
» مــادر
» خیال
» هيچكدام
» ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ
» نمی تونید
» خوب بمان
» زمان

 Design By : Pichak